WWW.SUNBOY.IR
 
 
 
دل خسته

بخوام از تو بگذرم ، من با یادت چه کنم
تو رو از یاد ببرم ، با خاطراتت چه کنم
حتی از یاد ببرم تو و خاطراتتو
بگو من با این دل خونه خرابم چه کنم
تو همونی که واسم ، یه روزی زندگی بودی
توی رویاهای من ، عشق همیشگی بودی
آره سهم من فقط از عاشقی یه حسرته
بی کسی عالمی داره ، واسه ما یه عادته
چه طور از یاد ببرم اون همه خاطراتمو
آخه با چه جراتی به دل بگم نمون ، برو
دل دیگه خسته شده ، به حرف من گوش نمی ده
چشم به راه تو می مونه ، همیشه غرق امیده



[ ادامه مطلب ] | [ موضوع ] : نوشته های دل نشین
ن : admin1
ت : پنجشنبه, ۳۱ فروردین ۱۳۹۱
دل بری

دَم از بازی حکم میزنی!
دَم از حکم دل میزنی!
پس به زبان”قمار”برایت میگویم!

قمار زندگی را به کسی باختم که “تک” “دل” را با “خشت” برید!
… … جریمه اش ” یک عمر” ” حســــرت” شد!

باخت ِ زیبایی بود!

یاد گرفتم به “دل” ، “دل” نبندم!
یاد گرفتم از روی “دل” حکم نکنم!

“دل” را باید ” بُــر” زد جایش “سنگ” ریخت ” که با “خشت” “تک بــُری” نکنند!



[ ادامه مطلب ] | [ موضوع ] : دسته‌بندی نشده
ن : admin1
ت : سه شنبه, ۲۹ فروردین ۱۳۹۱
یادمان باشد اگر …

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم…

یادمان باشد اگر این دلمان بی کس ماند

طلب مهر ز هر چشم خماری نکنیم…

یادمان باشد که دگر لیلی و مجنونی نیست

به چه قیمت دلمان بهر کسی چاک کنیم…

یادمان باشد که در این بحر دو رنگی و ریا

دگر حتی طلب آب ز دریا نکنیم…

یادمان باشد اگر از پس هر شب روزیست

دگر آن روز پی قلب سیاهی نرویم…

یادمان باشد اگر شمعی و پروانه به یکجا دیدیم

طلب سوختن بال و پر کس نکنیم…



[ ادامه مطلب ] | [ موضوع ] : نوشته های دل نشین
ن : admin1
ت : پنجشنبه, ۲۴ فروردین ۱۳۹۱
گاهی…

گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی…
گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی …
گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات…

گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که…
گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای گوشه ترین گوشه ای…! که می شناسی بنشینی و”فقط” نگاه کنی…
گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود…

گاهی دلگیری…

شاید از خودت…

شاید



[ ادامه مطلب ] | [ موضوع ] : نوشته های دل نشین

ن : admin1
ت : پنجشنبه, ۲۱ مهر ۱۳۹۰
دلتنگی

گاهی حجم دلتنگی هایم آنقدر زیاد می شود که دنیا

  با تمام وسعتش برایم تنگ می شود…

  دلتنگم…

  دلتنگ کسی که گردش روزگارش به من که رسید

 ازحرکت ایستاد…

  دلتنگ کسی که دلتنگی هایم را ندید…

      دلتنگ خودم…

                                                                                       خودی که مدتهاست گم کرده ام…



[ ادامه مطلب ] | [ موضوع ] : نوشته های دل نشین
ن : admin1
ت : یکشنبه, ۱۷ مهر ۱۳۹۰
بودن !؟

رفتن
یک اتفاق تازه نیست
در انتهای هر بودن ، نبودنی هست
اما نفهمیدم …

…که چرا در پایان هر نبودن ، بودنی نیست‌ ؟!

به سادگی …
سوالم را نداد پاسخ ، رفت …

و من مانده ام که چرا
عشق ناب و پاک ، فقط در شعر است ؟!
در دنیای رویاها ، نه دنیای آدمها !!!

شک میکنم
به مجنون
به لیلی شک میکنم
به فرهاد ، به شیرین …
به افسانه های بی تکرار شک میکنم



[ ادامه مطلب ] | [ موضوع ] : نوشته های دل نشین
ن : admin1
ت : یکشنبه, ۱۷ مهر ۱۳۹۰

امروز به اندازه ی قطرات باران دلم تنگ است !
دلم برای باران تنگ است
دلم در حسرت باران بارانیست…

دلم باران میخواهد بی چتروسرپناه,
… … … آنچنان که پوست خسته و بدن تشنه ام را سیراب کند
وصدایش روحم را نوازش دهد
بارانی که غباررا ازدلهایمان پاک کند.

دلم باران میخواهد وگریستن همراه با آسمان…
دلم تنهایی می خواهد و آن جایی که من باشم وخدایم عاری ازهرمخلوق دیگر…



[ ادامه مطلب ] | [ موضوع ] : نوشته های دل نشین
ن : admin1
ت : یکشنبه, ۱۷ مهر ۱۳۹۰
عدالت آسمونی

می گن زمانای قدیم یه روز ۳ تا پسر بچه میرن پیش ملا نصرالدین میگن ما ۱۰ تا گردو داریم میشه اینارو با عدالت بین ما تقسیم کنی؟
ملا می گه با عدالت آسمونی یا عدالت زمینی؟
بچه ها میگن خوب عدالت آسمونی بهتره با عدالت آسمونی تقسیم کن.
ملا ۸ تا گردو می ده به اولی ۲ تا می ده به دومی دو پس گردنی محکم هم می زنه یه سومی ….

بچه ها شاکی میشن می گن این چه عدالتیه ملا؟
ملا می گه خدا هم نعمتاشو بین بنده هاش همینجوری تقسیم کرده



[ ادامه مطلب ] | [ موضوع ] : داستان کوتاه
ن : admin1
ت : جمعه, ۱۵ مهر ۱۳۹۰
 
 

  خودم هم فعلا دقیق نمیدونم  
 
Yahoo ID : S_u_N.B_o_Y Email:Mohsen.bazrafshan@gmail.com Facebook.com/Mohsen.Bazrafshan